تبليغاتX
به نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی... - دکتر افشین یداللهی

گاهی میسر جاده به بن بست می رود

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن ازعشق آمده

آخر خلاف آنچه که گفت است می رود

 وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

 گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست

تیری است بی نشانه که از شصت می رود

بی را ه ها به مقصد خود ساده می رسند

اما مسیر جاده به بن بست می رود

 وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:24  توسط مهدیار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید


بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
دی 1386
پیوندها
!my 360
انجمن خوشنویسان ایران
زنده یاد قیصر امین پور
میلاد عرفان پور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM