تبليغاتX
به نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی... - دوست و همسایه عزیزم بهمن عابدی

دست من نیست به خدا دیدن تو عادتمه

رفتن و رد شدن از کوچه تو عادتمه

 

به تمنای نگاهی یا شنیدن صدایی

روز و شب پرسه زدن تو کوچه ها عادتمه

 

اگه دستاتو ندارم که تو دستم بگیرم

حس گرمای دو دستت توی خواب عادتمه

 

اگه چشماتو ندارم تا واسم آینه بشه

گریه کردن جلوی آینه یه جور عادتمه

 

واسه اینکه بتونم یادتو از یاد ببرم

تکرار اسم قشنگت تو دلم عادتمه

 

نه که فکر کنی هنوز یه ظرفی روی آتیشم

سوختن و جوشیدن و غل غل زدن عادتمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 23:30  توسط مهدیار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید


بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
دی 1386
پیوندها
!my 360
انجمن خوشنویسان ایران
زنده یاد قیصر امین پور
میلاد عرفان پور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM